وکیل در مشهد . وکیل خوب در مشهد , بهترین وکیل در مشهد
دعاوی کیفری
اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۳
وکیل در مشهد . وکیل خوب در مشهد , بهترین وکیل در مشهد
دعاوی مالی
اردیبهشت ۹, ۱۳۹۳
وکیل در مشهد . وکیل خوب در مشهد , بهترین وکیل در مشهد

وکیل در مشهد . وکیل خوب در مشهد , بهترین وکیل در مشهد

    دعاوی خانواده

    طلاق

    طلاق در لغت به معنی گشودن گره و رها کردن است. در حقوق طلاق عبارت است از انحلال نکاح دائم با شرایط و تشریفات خاص. بر اساس قانون، طلاق خاص نکاح دائم است و در عقد موقت طلاق وجود ندارد؛ زیرا زن در عقد موقت با انقضاء مدت یا بذل (بخشیدن مدت باقی‌مانده از عقد موقت) از طرف شوهر، از زوجیت خارج می‌شود.

    قانون طلاق در ایران

    طلاق در ایران به تصریح ماده ۱۱۳۳ که عنوان می‌کند: «مرد می‌تواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق دهد»، به اراده و خواست مرد صورت می‌گیرد و زن نیز در موارد خاصی می‌تواند از دادگاه درخواست طلاق کند.

    اولین علت اصلی طلاق در جامعه‌ ایران، نداشتن شناخت مناسب زن و شوهر نسبت به یکدیگر پیش از ازدواج است. به بیان دیگر خانواده و خود فرد نسبت به خصوصیات و ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری شریک آینده زندگی‌اش آگاهی ندارد.

    انواع طلاق

    در قانون مدنی موجبات طلاق ۳ قسم است:

    ۱) اراده مرد در طلاق

    ۲) طلاق به درخواست زن

    ۳) طلاق با توافق زوجین

    طلاق از طرف مرد به چه صورتی میباشد ؟

    مرد حق طلاق دارد و میتواند در هر زمانی برای طلاق همسرش اقدام کند ولی این به آن معنی نمیباشد که حق و حقوق زن ضایع شود بلکه مرد زمانی میتواند زن را طلاق دهد که تکلیف حق و حقوق زن را مشخص و پرداخت کند که این حق و حقوق عبارتند از: مهریه، نفقه، اجرت المثل، شرط تنصیف دارایی.

    یکی از نکات حائز اهمیت در زمانی که طلاق از سوی مرد صورت میگیرد اگر درخواست طلاق مربوط به بد رفتاری زن نباشد در این صورت زوج نصف اموالی که بعد از عقد نکاح حاصل شده است را باید طبق دستور دادگاه به زن پرداخت کند.

    طلاق از طرف زن به چه صورتی میباشد ؟

    در حالت کلی زن حق طلاق ندارد و حق طلاق به مرد داده شده است مگر در صورتیکه زن یکی از موارد زیر را داشته باشد:

        در مواردی که قانون به زن حق تقاضای طلاق داده است که همان شروط ۱۲ گانه ضمن عقد ازدواج میباشد.

        در مواردی که زن به صورت شرط ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر وکالت بلاعزل برای اجرای صیغه طلاق گرفته باشد.

    طلاق توافقی به چه صورتی میباشد ؟

    زمانه عوض شده است. این فقط انتخاب همسر و ازدواج نیست که دور از همه رسوم سنتی و حرف و حدیث‌های فامیل انجام می‌شود؛ حتی طلاقی که دعوا و تهدید و قشون‌کشی خانوادگی با خود داشت، حالا به اتفاقی آرام و بی‌سر و صدا تبدیل شده است به نام طلاق توافقی! انگار نه انگار این زوجی که کنار یکدیگر روی صندلی‌های دادگاه خانواده نشسته‌اند، چند سالی از عمرشان را زیر یک سقف با یکدیگر هدر داده‌اند. آن‌ها همین که از آن چند سال حرف می‌زنند، می‌گویند: هم اون خوب بود و هم من؛ ولی با هم تفاهم نداشتیم.

    طلاق توافقی بدین شکل است که مرد و زن پس از اینکه ادامه زندگی مشترک را به صلاح تشخیص ندادند میتوانند با توافق در خصوص مهریه و نفقه و اجرت المثل و حضانت فرزند برای طلاق توافقی اقدام کنند.

    طلاق توافقی

    یکی از مهم ترین وقایع زندگی انسان ازدواج است که البته در بعضی موارد به جدایی و طلاق منجر می‫شود. «طلاق» واژه‌ای است که این روزها زیاد می‫شنویم ولی شاید همه به مسائل جزئی آن آشنا نباشند.

    طلاق توافقی آن است که زن و مرد باید در خصوص کلیه‌ی امور مالی و غیرمالی خود باهم توافق کنند. پس از اینکه زوجین در امور مشترک به توافق رسیدند، می‫توانند برای طلاق توافقی اقدام کنند. توافقات مذکور می‌تواند در محضر و جلسه‌ی دادگاه باشد یا در دفاتر اسناد رسمی صورت گیرد و به طریق رسمی ثبت شود و یا اگر طرفین مایل بودند از همان ابتدا به وکلای دادگستری مراجعه کنند شرح توافقات خود را به وکلای خویش خواهند داد و وکلای ایشان مراحل قانونی طلاق توافقی را انجام می‫دهند.

    مدارک لازم برای درخواست طلاق توافقی

        کارت ملی؛

        شناسنامه؛

        سند ازدواج (عقدنامه) زوجین.

    مراحل طلاق توافقی

    برای گرفتن طلاق توافقی زن و شوهر باید به همراه شناسنامه و عقد‌نامه به دادگاه بروند و فرم درخواست را پر و همه موارد و مسائل مانند حضانت فرزند، ملاقات او و امورمالی مانند مهریه، جهیزیه، نفقه و غیره را مشخص کنند و پس از تقدیم دادخواست طبق روال معمول، دادگاه به آنها تکلیف می‌کند هریک از زوجین داوری از میان بستگانشان معرفی کنند که باید با زوجین مذاکره و سعی در مصالحه کنند. اگر داوران به نتیجه نرسیدند گزارش خود را به دادگاه می‌دهند و دادگاه نیز براساس توافق زوجین گواهی عدم امکان سازش صادر می‌کند و آنها می‌توانند با ارائه گواهی به دفترخانه طلاق، صیغه طلاق را جاری و ثبت کنند.

    گواهی عدم امکان سازش به مدت ۳ ماه اعتبار دارد، یعنی اگر زوجین ظرف ۳ ماه آن را اجرا نکردند دیگر اعتباری ندارد. گفتنی است شوراهای حل اختلاف درخصوص اختلافات خانوادگی با توجه به تقاضای طرفین می‌توانند برای اصلاح ذات‌البین دخالت کنند، در حالی‌که در طلاق توافقی افراد معمولا پیش از درخواست طلاق صحبت کرده و به توافق رسیده‌اند و اگر باز هم علاقه داشته باشند که جلساتی برای سازش و مذاکره بگذارند بالطبع به شورای حل اختلاف که فرصت دوباره‌ای برای سازش فراهم می‌کنند ارجاع می‌شوند.

    ایجاد مشکل

    معمولا پس از صدور حکم طلاق توافقی، شوهر هیچ اجباری برای آمدن به محضر ندارد و چون این طلاق با توافق طرفین صورت می‌گیرد به لحاظ قانونی رفتن به محضر هم باید با توافق طرفین باشد و نمی‌شود توافق طرفین را با الزام همراه کرد، بنابراین برای حل این مشکل شاید بهترین راهکار این باشد که طرفین الزام رفتن به محضر را هم جزیی از تعهدات خود در دادخواست ذکرکنند تا در نهایت در حکم دادگاه منعکس شود. در این صورت می‌شود الزام شوهر را به آنچه خود تعهد داده است از دادگاه درخواست کرد.

    مزایای طلاق توافقی

    عدم تشکیل پرونده‌های متعدد در دادگستری

    جلوگیری از رجوع مکرر زوجین به محل دادگستری

    دخالت طرفین در طلاق و صدور گواهی‌ عدم سازش

    کوتاه بودن زمان صدور گواهی مربوط برای جواز اجرای طلاق

    مدت‌دار بودن این گواهی در عرض ۳ ماه که سبب حفظ دوام عقد نکاح است در حالی‌که در حکم طلاق، که بدون مدت اجرایی است هر لحظه دوام زندگی تهدید می‌شود.

    درگیری کمتر و کاهش تنش بینابین خانواده‌های زوجین

    احتمال رجوع بیشتر زوجین در آینده به یکدیگر و تشکیل مجدد زندگی مشترک به دلیل مورد ششم

    کاهش استرس فرزندان

    برگه دادخواست طلاق توافقی

    در برگه دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق توافقی)‌ مواردی که باید درج شود عبارتند از :

    مشخصات طرفین: نام، نام‌خانوادگی،‌ نام پدر، شغل، محل اقامت خواهان و خوانده

    مشخصات وکیل یا نماینده قانونی (در صورت وجود)

    تعیین خواسته و بهای آن: تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق توافقی)‌ دلایل و منظمات دادخواست: فتوکپی مصدق عقدنامه ازدواج

    شرح تقاضا :

    ریاست محترم دادگاه عمومی…

    سلام علیکم

    احتراما، با تقدیم این دادخواست به استحضار عالی می‌رساند نظر به این که اینجانبان… و… (زن و شوهر)‌ از هر جهت برای جدایی به توافق رسیده‌ایم، لذا با عنایت به ماده واحده مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام هر زمان که دادگاه محترم مقرر بدارد، داوران خود را معرفی نموده و تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق توافقی)‌ را داریم.

    با تشکر و تجدید احترام

    نام و نام‌خانوادگی (زوج)

    نام‌ و نام‌خانوادگی (زوجه)‌

    مهریه

    مَهر یا مهریه مالی است که مرد به هنگام ازدواج، برای پرداخت به زن بر عهده می‌گیرد. مهریه حق زن است و او می‌تواند بلافاصله پس از عقد آن را مطالبه کند، این حق پس از فوت زن به ورثه او می‌رسد و آنان می‌توانند آن را از مرد مطالبه کنند.

    تعیین نشدن مهریه قبل از ازدواج موقت (به فتوای بیشتر مراجع) باعث بطلان آن می‌شود. قرآن به مردان توصیه می‌کند مهریه زنان را با رضایت کامل پرداخت کنند و حق ندارند در صورت دلزدگی، زن را آزار دهند تا از مهریه خود صرف نظر کند یا بخشی از آن را بازگرداند.

    ده نکته حقوقی در مورد مهریه

    ۱-  مهریه مالی است که در هنگام عقد ازدواج مرد متعهد میشود به همسر (زوجه) خود بپردازد. این مال میتواند به صورت نقدی (وجه رایج کشور)، سکه و طلا، سایر اموال منقول یا غیر منقول (ملک، خانه یا آپارتمان) باشد. این مال به عنوان دین و بدهی بر عهده زوج قرار دارد؛

    ۲-  مهریه همزمان با انعقاد ازدواج در سند رسمی  سند ازدواج (نکاح واژه عربی پیمان زناشویی است) ثبت میشود. از مهمترین ویژگی های این سند رسمی این است که لازم الاجرا است. یعنی با درخواست زن از دفترخانه تنظیم سند ازدواج برای اجرای تعهدات آن از جمله مهریه، می توان به عنوان مثال مال موضوع مهریه را از همسر (مرد) درخواست کرد و مراجعه به دادگاه برای این کار الزامی نیست؛

    ۳-    مهریه از طریق ارائه دادخواست به دادگاه عمومی حقوقی خانواده هم قابل مطالبه است. زن می تواند در صورت تمایل با نوشتن خواسته خود توسط خود یا مشاور یا وکیل دادگستری در فرم مخصوص (همان دادخواست) از دادگاه محل سکونت خود یا همسرش درخواست کند که حکم الزام همسر را به پرداخت مهریه صادر کند؛

    ۴-    همچنین مهریه را می توان پس از صدور اجرائیه از طریق اداره اجرای اسناد رسمی دریافت کرد. با صدور برگ اجرائیه از دفترخانه تنظیم سند رسمی، متقاضی مهریه می تواند به اداره اجرای اسناد رسمی ثبت مراجعه و با معرفی نشانی مرد (همسر) درخواست وصول مهریه را ارائه کند. هچنان که می تواند مالی از مرد مانند حساب بانکی،‌پلاک ثبتی، سهم یا حتی طلب قطعی وی را از دیگران برای توقیف و وصول مهریه معرفی کند؛

    ۵-    در سند رسمی ازدواج معنی عندالمطالبه، امکان درخواست دریافت مهریه در هر زمان است. پس در صورت نوشتن این عبارت در سند رسمی ازدواج که به امضای همسر (مرد) رسیده باشد، زن هر وقت بخواهد می تواند مهریه را از مرد بخواهد؛

    ۶-    در سند رسمی ازدواج عندالاستطاعه یعنی شرط درخواست پرداخت مهریه دارا بودن مرد است. در صورت استفاده از این عبارت در متن سند رسمی ازدواج، درخواست مهریه از مرد مشروط به داشتن مال و توانایی مرد در پرداخت مهریه است؛

    ۷-    مطابق قانون جدید خانواده، برای نپرداختن مهریه بیش از۱۱۰سکه، مرد بازداشت نمی شود. از سال ۱۳۷۷ با تصویب قانون محکومیت های مالی و تا پیش از صدور رای وحدت رویه مبنی بر امکان طرح ادعای اعسار (ناتوانی و تنگدستی) برای پرداخت مهریه پیش از توقیف و بازداشت مرد بدهکار مهریه، امکان بازداشت همه محکومان مالی – از جمله محکومان به پرداخت مهریه – به استناد آن قانون فراهم شده بود. اما با صدور رای مذکور و اثبات یا احراز اعسار بسیاری از مردان بازداشت ایشان تا زمان اثبات دارا شدن آن ها منتفی می شد. اما قانونگذار این بار این تهدید قانونی را برای وصول مهریه های تا ۱۱۰ سکه طلا زنده کرده است ؛

    ۸-    می توان هر شرطی را درباره مهریه در سند رسمی ازدواج نوشت. بدین معنی که درباره میزان و شرایط پرداخت مهریه هر توافقی میان زن و مرد (همسران) جایز است و برای دو طرف تعهدآور محسوب می شود. بنابراین طرفین می توانند با آزادی اراده در این باره گزینه های گوناگونی را پیش بینی کنند؛

    ۹-    مهریه دین ممتازه است و پیش از هر بدهی از بدهکار دریافت می شود. اهمیت بدهی مرد به همسر خود و حساسیت رابطه زوجین (زوج و زوجه یا همان زن و مردی که با هم ازدواج کرده اند) و البته امتیازی که قانونگذار برای حمایت از زن پیش بینی کرده موجب شده است تا این طلب را بستانکاری ویژه و ممتاز به حساب آورد و پرداخت آن را – حتی اگر بدهی مرد مرده (فوت شده) باشد –  بر هر طلب دیگری برتر و پیش تر دانسته است؛

    ۱۰-مهریه را می توان به اصطلاح بخشید یا بذل کرد.‌(بذل به معنی بخشش به کار برده می شود) به هر شکل و روشی که قابل اثبات و مستند باشد زن می تواند تمام یا بخشی از مهریه را به همسرش ببخشد یا از دریافت آن صرف نظر کند؛ در عین حال قانونگذار در ازدواج دائم این حق را برای زن پیش بینی کرده است تا پیش از دریافت مهریه بتواند از انجام وظایف خود به عنوان همسر خودداری کند.

     

     

    نفقه

    نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غـذا، اثاث منزل، هزینه‌های درمانی و بهداشتی و نیز خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض که شوهر مکلف است همه آنها را متناسب با وضعیت خانوادگی و اجتماعی زن فراهم کرده و در اختیار او قرار دهد. تنها در ازدواج دایم نفقه زن بر عهده شوهر است اما در نکاح منقطع، شوهر ملزم به پرداخت نفقه نیست؛ مگر اینکه در عقد شرط شده باشد. زن هنگامی می‌تواند نفقه مطالبه کند که از شوهر خود تمکین کرده باشد.

    رابطه تمکین و نفقه چیست ؟

    بر طبق ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی هرگاه زن بدون مانع شروع از ادای وظایف امتناع کند در واقع تمکین نکند مستحق نفقه نخواهد بود.

    اما تمکین چیست ؟

    تمکین بدین معنی است که زوجه می بایستی در منزل مشترک که شوهر اختیار کرده است سکنی گزیند و از شوهر در انجام وظایف خاص زناشویی اطاعت کند و در راستای این که قانون مدنی که مقرر کرده ریاست خانواده از خصایص شوهر است، عمل نماید. به زنی که عمدا و بدون عذر قانونی و شرعی تمکین نکند ناشزه گفته می شود.معاف نشدن مردان از پرداخت نفقه حتی درباره زنان شاغل

    در صورتی که ادامه حضور زن در خانه مشترک، متضمن بیم بدنی، مالی یا شرافتی باشد، زن می‌تواند از دادگاه درخواست کند به او اجازه دهد در مکان امنی زندگی کند، در این صورت شوهر مکلف به پرداخت نفقه خواهد بود.نکته مهم در مورد نفقه این است که حتی در صورتی که زن شخصاً درآمد مستقلی داشته باشد، این موضوع مرد را از پرداخت نفقه معاف نمی‌کند.

    ضمانت اجرای خودداری مرد از پرداخت نفقه

    دو نوع ضمانت اجرا برای خودداری مرد از پرداخت نفقه وجود دارد، اول ضمانت اجرای حقوقی که در این صورت، هرگاه با وجود تمکین زن، شوهر از پرداخت نفقـه خودداری کند، زن می‌تواند با طرح دعوی حقوقی، محکومیت او را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد؛ در این صورت، دادگاه حکم به پرداخت نفقه خواهد داد. اگر دادگاه حکم به پرداخت نفقه صادر کند و مرد واقعاً از پرداخت آن ناتوان باشد، زن این حق را دارد که در صورت تمایل، تقاضای طلاق کند.نکته دوم، ضمانت اجرای جزایی است. بر این اساس باید گفت از آنجایی که نپرداختن نفقه در قانون ایران، جرم محسوب می‌شود، زن می‌تواند با مراجعه به دادسرای عمومی، تعقیب جزایی شوهر را بخواهد که در این صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه، مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نیز محکوم خواهد شد.

    امکان مطالبه نفقه ایام گذشته توسط زن

    زن می‌تواند نفقه ایام گذشته خود را نیز مطالبه کند؛ این در حالی است که در مورد فرزندان مشترک، الزام مرد به پرداخت نفقه از تاریخ تقدیم دادخواست امکان‌پذیر است؛ به این معنا که فرزندان نمی‌توانند مدعی عدم پرداخت نفقه در گذشته شوند.همچنین قانون، حقوقی را برای زنانی که همسرانشان فوت می‌کنند، در نظر گرفته است. تا سال ۱۳۸۱ هرگاه عقد ازدواج به دلیل فوت شوهر منحل می‌شد، در عین حال که زن مکلف بود (۴ ماه و ۱۰ روز) عدّه نگاه دارد و نمی‌توانست نفقه مطالبه کند اما با اصلاح ماده ۱۱۱۰ قانون مدنی، زن می‌تواند در ایام عدّه، نفقه خود را مطالبه کند.

    نحوه محاسبه نفقه فرزند

    بر اساس ماده ۱۹۹۹ قانون مدنی، پرداخت و تامین نفقه اولاد به عهده پدر است و در صورتی که پدر فوت کرده باشد یا قادر به پرداخت نفقه فرزندان نباشد، پرداخت نفقه بر عهده پدربزرگ خواهد بود و در صورتی که جد پدری هم زنده نباشد یا نتواند نفقه بپردازد، تامین هزینه‌ها بر عهده مادر خواهد بود همچنین در صورتی که مادر هم نباشد یا خودش مشکلات معیشتی داشته باشد، تامین هزینه‌ها بر عهده اجداد پدری و اجداد مادر یعنی مادربزرگ پدری یا مادربزرگ مادری خواهد بود. بنابراین نفقه فرزندان به ترتیب ابتدا بر عهده پدر، دوم پدربزرگ پدری، سوم مادر، چهارم مادر‌بزرگ پدری، مادربزرگ مادری و پدربزرگ مادری خواهد بود. با این اوصاف می‌توان دریافت که قانون برای دریافت نفقه فرزندان، شیوه‌های مختلفی را پیش‌بینی کرده است. در قانون پیش‌بینی شده است که اگر پدری با داشتن امکانات مالی از پرداخت نفقه فرزندانش خودداری کند، این مساله بار کیفری دارد و فرزندان یا فردی که مسئولیت سرپرستی و نگهداری فرزندان را بر عهده دارد، می‌تواند علیه او در این خصوص به دادگاه شکایت کند. اگر پدر دارای اموالی باشد، اما از پرداخت نفقه به فرزندان خود امتناع کند، آنها می‌توانند با ارایه دادخواست به دادگاه و دریافت رای قطعی به میزان نفقه تعیین‌شده، اموال و دارایی پدر را به نفع خود توقیف کنند.

    فرزند تا چه زمانی مستحق دریافت نفقه است ؟

    در شرع و قانون سن معینی برای نفقه فرزندان در نظر گرفته نشده است و عرفاً مادام که اولاد دارای شغل و درآمد مشخصی نباشند، پدر نسبت به پرداخت نفقه مسئولیت دارد. یکی از نکاتی که در این زمینه در جامعه می‌توان مشاهده کرد، این است که تا زمانی که فرزند دختر، همسر انتخاب نکرده است یا فرزند پسر مشغول تحصیل باشد، به کارمندان حق اولاد پرداخت می‌شود.

    نگهداری از فرزندان، حق و تکلیف والدین

    قانونگذار حضانت و نگهداری از فرزند را هم حق و هم تکلیف والدین دانسته و طبیعی است که نگهداری از فرزندان مستلزم تامین هزینه‌ها و مخارج مورد نیاز آنها است.

    حال یکی از پرسش‌هایی که در اینجا به ذهن متبادر می‌شود، این است که اگر پدر و مادری از یکدیگر جدا شده باشند و حضانت فرزندان به مادر واگذار شده باشد و پدر در صورت‌جلسه طلاق، منزل مسکونیش را به مادر و فرزندان انتقال دهد آیا باز هم پدر مکلف به پرداخت نفقه است؟

    در پاسخ به این پرسش باید گفت که اولا نفقه تنها شامل مسکن نمی‌شود بلکه غذا، اثاث منزل، هزینه‌های درمان، لباس و … نیز نفقه محسوب می‌شود. ثانیاً پرداخت نفقه تکلیف قانونی پدر است و مادر ولایتی بر فرزندان ندارد و موضوع حضانت و سرپرستی، موضوعی جدا از ولایت است.

    نحوه محاسبه نفقه فرزند

    کارشناسی که مسئول رسیدگی به پرونده نفقه فرزند و تعیین آن است، معمولا مبلغ نفقه را با توجه به وضعیت اجتماعی و نیازهای فرزند مشخص می‌کند. کارشناس مکلف است با بررسی وضع زندگی خانوادگی فرزند و نیز بررسی مدارکی که از سوی مادر یا قیم او ارایه می‌شود، میزان هزینه‌های نگهداری فرزن درا محاسبه کند. گاهی تصوری وجود دارد، مبنی بر اینکه اگر زنی شاغل باشد، دیگر نمی‌تواند دریافت نفقه برای فرزندش را تقاضا کند؛ این در حالی است که زنان شاغل هم می‌توانند بابت نفقه فرزند خود طرح دعوی کنند. از سوی دیگر، موقعیت زندگی مادر در تعیین میزان نفقه فرزند تاثیر زیادی دارد و طبیعی است که وضعیت زندگی مادر به زندگی فرزند او نیز سرایت می‌کند. به عنوان مثال اگر مادری در دوران نوجوانی خود از وضعیت مرفهی برخوردار باشد یا در زمان طرح شکایت ساکن منطقه‌ای گرانقیمت باشد، این مساله نیز در تعیین نفقه فرزند او موثر است. حتی میزان نفقه فرزند از یک جامعه روستایی با یک شهر یا در نقاط مختلف شهر نیز متفاوت است.

    محدودیت شکایت برای نفقه فرزند

    پسران تا ۱۸ سالگی و تا زمانی که در خانه پدر خود تحصیل می‌کنند، حتی در صورت جدا نشدن پدر و مادر از هم می‌توانند دادخواست نفقه فرزند ارایه کنند؛ اما پس از ۱۸ سالگی و با اتمام تحصیل، دیگر پدر وظیفه‌ای برای پرداخت نفقه او نخواهد داشت. دختران تا زمان ازدواج می‌توانند تقاضای نفقه گذشته داشته باشند، اما اگر دختری ازدواج کند و پس از آن طلاق بگیرد دادگاه دیگر به شکایت او برای نفقه گذشته رای مثبت نمی‌دهد

     

     

    حضانت

    حضانت و نگهداری از فرزند امری است که بر اساس نیاز طبیعی فرزندان تنظیم شده است و تأمین هزینه زندگى کودک برعهده پدر است، اما پس از تمام شدن سن حضانت فرزند، خود میتواند تصمیم بگیرد که ادامه زندگی او با پدر باشد یا مادر.

    پس از جدایی والدین

    برای حضانت و نگهداری طفل که پدر و مادر او از یکدیگر جدا شده‌اند، مادر تا ۷ سالگی (پسر یا دختر فرقی ندارد) اولویت دارد و پس از آن حضانت با پدر است. پس از ۷ سالگی هم در صورتی‌که میان پدر و مادر درباره حضانت اختلاف باشد، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک و به تشخیص دادگاه است.

    بر این اساس حضانت طفل پس از هفت سالگی به طور مطلق به پدر واگذار نمی‌شود، بلکه هرگاه بین پدر و مادر طفل در مورد حضانت او اختلاف شود، معیار تعیین حضانت‌کننده صرفاً مصلحت طفل است؛ چه‌بسا علی‌رغم عدم وجود عیب و نقصی در پدر به تشخیص دادگاه مصلحت طفل اقتضاء می‌کند حضانت او بر عهده مادرش باشد. پس از رسیدن طفل به سن بلوغ، دادگاه خود را فارغ از رسیدگی درخصوص حضانت دانسته و فرزندان حق انتخاب ادامه زندگی نزد یکی از والدین را خواهند داشت؛ که در هر صورت تأمین مخارج زندگی با پدر خواهد بود. در صورت فوت یکی از ابوین، حضانت کودک (صغیر یا محجور) با پدر و یا مادری که زنده است خواهد بود؛ هرچند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین کرده ‌باشد. مثلاً با فوت پدر، حضانت طفل با مادر است؛ نه پدربزرگ طفل.

      پس از فوت یک یا هردوی والدین

    در صورت فوت یکی از ابوین، حضانت کودک (صغیر یا محجور) با والدی که زنده است خواهد بود؛ هرچند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین کرده ‌باشد. مثلاً با فوت پدر، حضانت طفل با مادر است؛ نه پدربزرگ طفل. ماده ۴۳ قانون حمایت خانواده نیز مقرر می‌دارد: حضانت فرزندانی که پدرشان فوت شده با مادر آنها است؛ مگر آنکه دادگاه به تقاضای ولی قهری یا دادسـتان، اعطای حضـانت به مادر را خلاف مصلحت فرزند تشخیص دهد.

    در صورتی‌که پدر و مادر هر دو فوت کرده باشند، حضانت با جد پدری و پس از آن با سایر خویشاوندان طفل بر مبنای ترتیبات ارث است. (الاقرب فالاقرب)